تبليغاتX
سونات پائیزی

دوباره امروز سر نماز دلشوره داشتم و بعدش دیگه خوابم نبرد ... هر وقت یه چیز جدید شروع می شه دلشوره امونمو می بره ... ولی ... من مؤمنم به اینکه هر کس هوایی تو باشد ، تو هوایش را داری ... دغدغه ی نوشتن راحت دست از سرم بر نمی داره من هستم در همین نزدیکی پس تا هستم می نویسم ... از احساسات آبی رنگ خودم تا گرونی مشکی رنگ بازار ... از محله های زاغه نشین تا محله های اعیونی و پر زرق و برق حتی از فوتبال و اسکی روی یخ ... پس نیازمند چشمها و دستهایی مهربونی هستم که بخونه و نقدم کنه و با پیشنهاداتش امیدوارم کنه ...

+ نوشته شده در پنجشنبه نهم اسفند 1386ساعت 23:25 توسط حسنا |