تبليغاتX
سونات پائیزی

وای خدای من باورم نمی شه که یک سال می گذره انگار همین چند روز پیش بود که چند تا دختر خاله ای تصمیم گرفتیم آخرین دور هم جمع شدن مجردیمونو جشن بگیریم ... تنها به دور از دنیای بزرگترها ... و دو روز مدام خندیدیم و حالا هر کس یک جای دنیاست هر کس با جفتش ... البته به جز من که تنها ، از یاد رفته و از یاد برده ... نمی دونم کارام درسته یا اشتباه ... نمی دونم ... امروز تولد یک سالگی وبلاگمه ... تنها راه رسوندن حرفام به دنیا که البته هیچ وقت ... به سلامتیش یه شمع روشن می کنم نمی دونم تا کی زنده می مونه اما امیدوارم تا نمرده یه روز حرفامو شجاعانه ونترس بگم مثل کسی که همیشه عاشقش بودم و آرزو دارم بهش رای بدم کاش سید محمدمون بیاد تا باز بوی یاس تو ایران بپیچه ... به امید اون روز ...

+ نوشته شده در جمعه نهم اسفند 1387ساعت 11:56 توسط حسنا |